باشگاه آلومینیوم: طی سال ۲۰۲۵، جریان اخبار صنعت آلومینیوم مملو از گزارشهایی درباره تعدیل نیرو در حلقههای مختلف زنجیره ارزش، از معادن بوکسیت و پالایشگاههای آلومینا گرفته تا واحدهای ذوب و صنایع پاییندستی و بازیافت بود. بهینهسازی فرایند تولید، فشار ناشی از تعرفههای تجاری، افزایش هزینه مواد اولیه و نیز پیشرفتهای فناورانه در حوزه خودکارسازی و هوش مصنوعی، ازجمله عواملی بودند که شرکتهایی نظیر «Alcoa»، «Rio Tinto»، شرکت «Emirates Global Aluminium»، «Norsk Hydro» و شرکت «Glencore» را به بازنگری در ساختار نیروی انسانی واداشتند. این تحولات نشان میدهد که موج بهینهسازی هزینه و بازتنظیم ظرفیت تولید، تقریبا تمامی ارکان زنجیره ارزش آلومینیوم را در بر گرفته است.
به گزارش فلزاتآنلاین و به نقل از Al Circle، شرکت «Alcoa» که از بازیگران پیشرو جهانی در حوزه بوکسیت، آلومینا و محصولات آلومینیومی محسوب میشود، در ماه فوریه ۲۰۲۶ برنامهای گسترده برای کاهش هزینهها در شبکه فرآوری آلومینای خود اعلام کرد.
افت ۱۲ درصدی قیمت آلومینا در سال ۲۰۲۴، سودآوری این بخش را به شدت تحت تاثیر قرار داد و موجب کاهش حدود یکسوم درآمد عملیاتی این شرکت شد. نتایج مالی سال ۲۰۲۵ شرکت «Alcoa» نیز از عملکردی نهچندان مطلوب حکایت داشت و در عین حال، بهبود نسبی عملکرد واحدهای ذوب این شرکت تا حدی این فشار را تعدیل کرد.
مدیرعامل شرکت «Alcoa» در همین رابطه، بیان کرد: رویکردی سختگیرانه در کنترل هزینهها در سراسر شبکه فرآوری آلومینای در دستور کار قرار دادهایم تا از به خطر افتادن موقعیت رقابتی این شرکت در آینده جلوگیری کنیم.
به طور کلی، بخش عمده آلومینای شرکت «Alcoa» در ایالت استرالیای غربی تولید میشود و این شرکت در تلاش است با اصلاح ظرفیت عملیاتی و بازنگری در سبد داراییها، حاشیه سود خود را در شرایط سخت بازار حفظ کند.
با وجود آنکه واحدهای فرآوری این شرکت در جمع یکچهارم کمهزینهترین واحدهای فرآوری در مقیاس جهانی جای دارند، کاهش عیار برخی ذخایر بوکسیت در استرالیای غربی، مصرف سنگ معدن، سود سوزآور و گاز را به ازای هر تن آلومینا افزایش داده و فشارهای هزینهای قابل توجهی بر فرایند تولید شرکت «Alcoa» وارد کرده است.
در عین حال، برای حفظ تداوم فعالیتهایی که بیش از ۷۰ درصد تولید بوکسیت و آلومینا را در بر میگیرند، این شرکت به دریافت مجوزهای زیستمحیطی جدید چشم دوخته است؛ مجوزهایی که نقشی تعیینکننده در استمرار عملیات و ثبات تولید آن دارند. شرکت «Alcoa» با وجود هزینههای سرمایهای سنگین، برنامهای برای توسعه پروژههای جدید ندارد اما امکان گسترش توسعهای را بررسی خواهد کرد.
اهمیت ایالت استرالیای غربی در راهبرد این شرکت چشمگیر است؛ منطقهای که واحدهای فرآوری «Pinjarra»، «Wagerup» و همچنین واحدهای فرآوری تعطیلشده «Kwinana» را در خود جای داده و هزاران شغل مستقیم در معادن بوکسیت مرتبط ایجاد کرده است. تعطیلی واحد «Kwinana» و اجرای برنامههای سختگیرانه کاهش هزینهکردها، نشانهای روشن از احتمال تکرار تعدیل نیرو در آینده نزدیک به شمار میرود.
اثر دومینویی تعرفهها در زنجیره ارزش
در عین حال، این روند تغییرات در کاهش هزینهکردها صرفا به یک تولیدکننده آلومینیوم محدود نمیشود. در ابتدای سال ۲۰۲۵، همزمان با اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر واردات فولاد و آلومینیوم از سوی دولت ترامپ، بسیاری از فعالان بازار نسبت به پیامدهای گسترده این اقدام هشدار دادند.
در آن زمان، پیشبینی میشد که تلاش شرکتها برای حفظ انضباط سرمایهای و ارتقای بهرهوری عملیاتی در فضای عدم قطعیت بازار، به تعدیل گسترده نیرو در سراسر زنجیره ارزش منجر شود.
بر همین اساس، تحولات سال ۲۰۲۵ نشان داد که این نگرانیها بیاساس نبوده و موج فشارهای تجاری، از استخراج مواد اولیه تا صنایع پاییندستی را در بر گرفته است.
تعدیل نیرو در بخش استخراج بوکسیت
در صنایع بالادستی آلومینیوم، یکی از نمونههای شاخص، خاتمه همکاری شرکت «Guinea Alumina Corporation» به عنوان زیرمجموعه شرکت «Emirates Global Aluminium» با دولت گینه است؛ تصمیمی که پس از تعلیق صادرات و فعالیتهای معدنی، به تعدیل بیش از دو هزار نفر از کارکنان و پیمانکاران این شرکت انجامید.
همچنین، شرکت «Rio Tinto» از اعمال تغییرات ساختاری هدفمند در برخی عملیات خود در کانادا خبر داد؛ اقدامی که با هدف تضمین سودآوری بلندمدت و تابآوری اقتصادی انجام شد.
به علاوه، شرکت «Glencore» به عنوان یکی از بازیگران اصلی بخش معدن جهان نیز برای مهار هزینههای فزاینده در معادن قدیمی، برنامه کاهش حدود هزار شغل را در دستور کار خود قرار داد.
تعطیلی و کاهش ظرفیت واحدهای ذوب آلومینا
در بخش فرآوری آلومینا، شرکت «Alcoa» تعطیلی دائمی واحد «Kwinana» در ایالت استرالیای غربی را پس از یک سال توقف و کاهش تدریجی فعالیتها تایید کرد.
تلاشها برای راهاندازی مجدد واحد «Kwinana» به دلیل هزینههای بالا، فاقد صرفه اقتصادی تشخیص داده شد و به دنبال آن تعداد کارکنان این واحد فرآوری از ۸۰۰ نفر به حدود ۵۰ نفر کاهش یافت.
در بخش آلومینیوم اولیه نیز شرکت «South32» اعلام کرد که در سال ۲۰۲۶، واحد ذوب «Mozal» در موزامبیک را به دلیل نبود قرارداد پایدار تامین برق تعطیل خواهد کرد. این تصمیم نهتنها ظرفیت سالانه ۵۶۰ هزار تن از عرضه جهانی آلومینیوم را کاهش میدهد بلکه اشتغال هزاران نفر را نیز در این صنعت تحت تاثیر قرار خواهد داد.
فشار بر صنایع پاییندستی و بازیافت
در صنایع پاییندستی آلومینیوم، یک شرکت کانادایی فعال در فرآوری فلزات، از تعدیل دهها نفر در پی اعمال تعرفههای آمریکا خبر داد.
در حوزه بازیافت نیز شرکت «Matalco Inc» تصمیم به تعطیلی یکی از واحدهای خود در ایالت اوهایو آمریکا گرفت و دهها نفر را از شرکت اخراج کرد؛ اقدامی که با هدف بهینهسازی عملکرد واحدهای ذوب و ریختهگری ثانویه آلومینیوم انجام شد.
در همین راستا، شرکت «Norsk Hydro» نیز با استناد به بیثباتی ژئوپلیتیکی و نوسانات بازار، برنامه تعدیل حدود ۷۵۰ کارمند بخش اداری را در قالب بازسازی سازمانی و کنترل هزینهها اعلام کرد.
نقش فرایند خودکارسازی و هوش مصنوعی در بازتعریف ساختار اشتغال صنعت آلومینیوم
افزایش هزینهکردها و تعرفههای وارادت، تنها عوامل تعیینکننده تحولات بازار آلومینیوم به شمار نمیروند. در سالهای اخیر، شتاب در استقرار سامانههای دیجیتال، هوش مصنوعی، رباتیک و کنترلهای هوشمند، چهره عملیاتی صنعت آلومینیوم را دگرگون کرده است.
در همین رابطه، شرکت «Emirates Global Aluminium» با استقرار زیرساختهای ابری و سامانههای پیشرفته دیجیتال در واحدهای ذوب، بهرهوری انرژی و کنترل انتشار را بهبود بخشیده و هزینههای عملیاتی را به طور قابلتوجهی کاهش داده است.
شرکت «Rio Tinto» نیز با اجرای طرحهای فناورانه در حوزه پایش زیستمحیطی و نقشهبرداری دیجیتال، مدیریت دادهمحور منابع طبیعی را تقویت کرده است. شرکت «Alba» با بهرهگیری از پلتفرمهای تحلیلی مبتنی بر هوش مصنوعی، عملکرد خطوط متالورژی را پایش و بهینهسازی میکند و شرکتهای فعال در حوزه بازیافت و تجهیزات صنعتی نیز با توسعه سامانههای جداسازی هوشمند و رباتیک، وابستگی به نیروی کار انسانی را کاهش دادهاند.
مجموع این تحولات نشان میدهد که مدل عملیاتی صنعت آلومینیوم به تدریج به سمت رشد تخصیص سرمایه و مداخله انسانی کمتر حرکت میکند. این فناوریها ضمن ارتقای ایمنی، تضمین کیفیت، بهرهوری انرژی و عملکرد زیستمحیطی، فشار رقابتی جدیدی بر سایر شرکتها وارد میکنند تا برای بقا در مسیر مشابهی گام بردارند.
آینده اشتغال در زنجیره ارزش آلومینیوم
در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که آیا دستاوردهای فناورانه با وجود مزایای اقتصادی و زیستمحیطی، در حال بازتعریف تقاضای نیروی کار در کل زنجیره ارزش آلومینیوم هستند؟
به بیان دیگر، آیا صنعت آلومینیوم در آستانه دورهای از بازآرایی ساختاری نیروی انسانی قرار دارد که در آن، مهارتهای دیجیتال و تخصصهای فناورانه جایگزین بخش قابلتوجهی از مشاغل سنتی شوند؟
به نظر میرسد پاسخ به این پرسش در تعامل میان سه متغیر کلیدی پایداری قیمتها در بازار جهانی، جهتگیری سیاستهای تجاری و سرعت نفوذ فناوریهای هوشمند رقم خواهد خورد.
در این میان آنچه مسلم بوده اینکه صنعت آلومینیوم در حال گذار به مرحلهای تازه از بلوغ عملیاتی است؛ مرحلهای که در آن، بهرهوری و تابآوری اقتصادی بیش از هر زمان دیگری با ساختار اشتغال گره خورده است.
ثبت نظر