Fa En پنجشنبه 9 بهمن 1404 ساعت 22 و 36 دقیقه

بدون مواد معدنی، انقلاب دیجیتال و گذار انرژی ممکن نمی‌شود

جنگ معدنی قرن بیست‌ویکم

جنگ معدنی قرن بیست‌ویکم

یکشنبه 28 دی 1404 ساعت 11:13

باشگاه آلومینیوم- جهان امروز شاهد نبردی خاموش اما حیاتی است که می‌توان آن را «جنگ معدنی قرن بیست‌ویکم» نامید؛ نبردی که نه با سلاح‌های گرم، بلکه با ابزارهای اقتصادی و کنترل زنجیره تامین دنبال می‌شود. در حالی که ظاهر رقابت میان قدرت‌های بزرگ بر سر فناوری‌های نوین همچون هوش مصنوعی و انرژی پاک است، اما در لایه‌ای عمیق‌تر، دسترسی به مواد معدنی حیاتی تعیین‌کننده سرنوشت این رقابت‌هاست. گزارش‌ها نشان می‌دهد چین با تسلط بر فرآوری مواد کلیدی، گلوگاه اصلی صنایع مدرن جهان را در اختیار دارد و آمریکا نیز با تدوین راهبردهای جدید برای توزیع زنجیره تامین، تلاش می‌کند از این سلطه فاصله بگیرد.

جهان وارد مرحله‌ای شده که می‌توان آن را «جنگ معدنی قرن بیست‌ویکم» نامید؛ جنگی که نه با ابزارهای نظامی بلکه با تعرفه، ممنوعیت صادرات، یارانه‌های سنگین، خرید معادن، قراردادهای بلندمدت و بازآرایی زنجیره تامین دنبال می‌شود.

براساس تحلیل‌ها امروز دیگر اقتصادها بر محورهای اصلی شامل هوش مصنوعی، باتری و برق هوشمند و صنایع دفاعی پیشرفته استوار هستند اما پشت این ماجرا نقش بخش معدن پررنگ است. مجموعه‌ای از مواد معدنی حیاتی که شامل لیتیوم، کبالت، نیکل، گرافیت و منگنز برای تولید باتری‌ها، گالیم و ژرمانیوم برای نیمه‌هادی‌ها، مس برای زیرساخت برق و صنایع انرژی پاک و فسفات برای امنیت غذایی هستند که روزبه‌روز اهمیتشان بیشتر می‌شود.

در این‌بین هرچند رقابت ایالات‌متحده و چین درظاهر حول محور فناوری‌های برتر همچون هوش مصنوعی، نیمه‌رساناها، خودروهای برقی و انرژی پاک شکل گرفته اما در لایه‌ای عمیق‌تر آنچه سرنوشت این رقابت را رقم می‌زند نه خود فناوری بلکه دسترسی به موادمعدنی است؛ موادی که بدون آنها نه انقلاب دیجیتال ممکن می‌شود، نه گذار انرژی امکان‌پذیر است و نه صنایع دفاعی مدرن قابل تصور! بحران اما از زمانی شدت گرفته که چین طی دودهه گذشته نه‌تنها در استخراج بلکه به‌طور خاص در فرآوری شیمیایی و تولید مواد باتری‌گرید در موقعیتی مسلط قرار گرفته است. به‌طوری‌که سهم این‌کشور در فرآوری برخی مواد به ۶۰ تا حتی بیش‌از ۹۰ درصد می‌رسد. همین‌موضوع باعث شده گلوگاه بسیاری‌از زنجیره‌های تامین جهانی عملاً در خاک چین قرار بگیرد.

مواد معدنی کلیدی را بیشتر بشناسیم

برای درک عمق این رقابت لازم است تصویر دقیق‌تری از وضعیت منابع، تولید و زنجیره پایین‌دستی موادمعدنی حیاتی در جهان ارائه شود.

لیتیوم؛ سوخت شیمیایی عصر باتری: براساس داده‌های رسمی منابع جهانی لیتیوم حدود ۱۰۵ میلیون‌تن برآورد شده و عمدتاً در بولیوی، آرژانتین، شیلی، استرالیا، چین و آمریکا قرار دارد. اگرچه استرالیا و کشورهای آمریکای جنوبی سهم اصلی تولید معدنی را دارند اما بیش از دوسوم ظرفیت جهانی فرآوری لیتیوم ازجمله تولید کربنات و هیدروکسید باتری‌گرید در اختیار چین است. بنابراین حتی اگر منبع استخراج خارج از چین باشد گلوگاه تبدیل آن به محصول نهایی در چین باقی می‌ماند.

کبالت؛ فلز پرحاشیه باتری‌ها: ذخایر کبالت در جهان حدود ۴/‌۱۱ میلیون‌تن است و جمهوری دموکراتیک کنگو با تولید بیش از ۷۰ درصد کبالت استخراج‌شده جهان کانون اصلی این فلز به‌شمار می‌رود. با این حال چین با دراختیارداشتن حدود ۷۸ درصد ظرفیت پالایش عملاً کنترل زنجیره ارزش کبالت را در دست دارد؛ به‌طوری که بخش عمده کبالت باتری‌گرید جهان از کارخانه‌های چینی خارج می‌شود.

نیکل؛ حلقه اتصال فولاد و باتری: منابع جهانی نیکل بیش از ۳۵۰ میلیون‌تن برآورد شده و اندونزی، استرالیا، برزیل، روسیه و فیلیپین درصدر تولیدکنندگان قرار دارند. اندونزی با ممنوعیت صادرات سنگ خام و جذب سرمایه‌گذاری به قطب نوظهور فرآوری نیکل تبدیل شده و چین با ورود گسترده به پروژه‌های HPAL نفوذ عمیقی در زنجیره نیکل کلاس مورد استفاده در باتری‌های پیشرفته به‌دست آورده است.

گرافیت؛ ماده اصلی‌آند باتری: چین، برزیل و موزامبیک مجموعاً بخش عمده‌ی ذخایر گرافیت طبیعی جهان را در اختیار دارند اما نقطه حساس در این‌بخش آن است که بیش‌از ۹۰ درصد گرافیت موردنیاز برای تولید ماده فعال آند در چین فرآوری می‌شود. درنتیجه تقریباً هر باتری خودروهای برقی امروز ردپای گرافیت چینی را در آند خود دارد.

منگنز؛ بازیگر پنهان فولاد و باتری: منگنز با وجود آنکه بیشتر در فولاد به‌کار می‌رود در نسل‌های جدید باتری نیز اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است. آفریقای جنوبی و گابن بخش عمده تولید معدنی را برعهده دارند اما چین در زنجیره فرآوری و تولید ترکیبات شیمیایی منگنز برای باتری قدرت اصلی محسوب می‌شود.

گالیم؛ فلز کوچک اما راهبردی در نیمه‌هادی‌ها: گالیم عمدتاً محصول جانبی زنجیره تولید آلومینیوم و روی است و چین حدود ۹۰ تا ۹۸ درصد تولید جهانی آن را در اختیار دارد. این فلز در چیپ‌های GaAs و GaN برای رادار، 5G، تسلیحات هوشمند و پاورالکترونیک کاربرد دارد و هرگونه محدودیت صادراتی ازسوی چین، فشار قابل‌توجهی بر صنایع پیشرفته جهان وارد می‌کند.

ژرمانیوم؛ چشم مادون‌قرمز و فیبر نوری: ژرمانیوم که در اپتیک نظامی، فیبر نوری و برخی نیمه‌هادی‌ها نقش کلیدی دارد نیز عمدتاً در چین تولید و پالایش می‌شود. این وابستگی سطح جدیدی از چالش در زنجیره تامین مواد پیشرفته ایجاد کرده است.

مس؛ سیم‌کشی هوش مصنوعی و انرژی پاک: شیلی، پرو و استرالیا بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر مس جهان هستند. چین درکنار مصرف گسترده مس در صنعت از ظرفیت عظیم ذوب و تولید کاتد نیز برخوردار است. با افزایش تقاضا برای دیتاسنترها، خودروهای برقی و شبکه‌های برق مس از یک‌ماده صنعتی به عنصری ژئوپلیتیک تبدیل شده است.

آلومینیوم و بوکسیت؛ اسکلت سبک اقتصاد مدرن: منابع بوکسیت جهان عمدتاً در آفریقا، اقیانوسیه، آمریکای جنوبی و آسیا قرار دارد اما این چین است که با اتکا به انرژی ارزان بزرگ‌ترین تولیدکننده آلومینیوم در جهان است. همین موضوع آلومینیوم را نیز به بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است.

فسفات؛ پیوند امنیت غذایی و انرژی پاک: مراکش و صحرای غربی بزرگ‌ترین ذخایر فسفات را در اختیار دارند و پس‌ازآن کشورهایی مانند چین، مصر و الجزایر قرار می‌گیرند. فسفات نقشی همزمان در کود شیمیایی و باتری‌های LFP دارد و همین ویژگی آن را به نقطه تلاقی امنیت غذایی و گذار انرژی تبدیل کرده است.

نقشه پیچیده راهبرد آمریکا

با درنظرگرفتن این نقشه پیچیده راهبرد آمریکا شکل مشخصی پیدا می‌کند. واشنگتن به‌خوبی می‌داند که اگر کانادا، استرالیا، آمریکای لاتین و بخش‌هایی از آفریقا را به‌عنوان شرکای خود حفظ کند می‌تواند در بسیاری از مواد حیاتی از سلطه چین فاصله بگیرد اما می‌داند که جایگزینی ظرفیت عظیم فرآوری چین کاری بسیار پرهزینه و زمان‌بر است. به همین دلیل به‌جای تلاش برای خودکفایی مطلق به‌سوی سیاست دوسی زنجیره تامین حرکت کرده است.

این سیاست شامل همکاری نزدیک با کانادا در قالب برنامه مشترک مواد معدنی حیاتی، مشارکت‌های بزرگ مالی و صنعتی با استرالیا برای توسعه معادن و واحدهای فرآوری، قراردادهای بلندمدت خرید با کشورهای آمریکای‌جنوبی و آفریقا و استفاده از ابزارهایی برای تامین مالی پروژه‌های معدنی در کشورهای متحد است. هدف این سیاست آن است که زنجیره تامین حساس مواد حیاتی در میان کشورهایی توزیع شود که از نظر سیاسی با آمریکا همسو هستند. این جابه‌جایی زنجیره اما تنها با سیاست‌های مثبت (سرمایه‌گذاری و اتحاد) انجام نمی‌شود بلکه بخش دیگر ماجرا فشار منفی بر زنجیره‌های وابسته به چین است که شامل نخست تعرفه بر محصولات چینی به‌ویژه در باتری‌ها، مواد شیمیایی باتری، مگنت‌های دائمی و برخی مواد معدنی فرآوری‌شده و دوم یارانه برای تولید داخلی و منطقه‌ای باتری، پالایش مواد و انرژی پاک است. درنهایت اینکه محدودیت سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری در بخش‌های حساس به چین هم مورد توجه است.

منبع: جهان صنعت

تعداد بازدید : 46

ثبت نظر

ارسال