Fa En چهارشنبه 8 بهمن 1404 ساعت 21 و 50 دقیقه

آیا ونزوئلا می‌تواند به منبعی بالقوه برای تامین مواد معدنی حیاتی آمریکا تبدیل شود

آیا ونزوئلا می‌تواند به منبعی بالقوه برای تامین مواد معدنی حیاتی آمریکا تبدیل شود

شنبه 4 بهمن 1404 ساعت 10:25

به گزارش باشگاه آلومینیوم، تحولات سیاسی اخیر در ونزوئلا گمانه‌زنی‌هایی را درباره احتمال تلاش ایالات متحده برای بهره‌برداری از منابع طبیعی و معدنی این کشور برانگیخته است. دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، به‌صراحت از تمایل خود برای استفاده از ذخایر نفتی ونزوئلا سخن گفته است اما برخی تحلیلگران پا را فراتر گذاشته و معتقدند دولت آمریکا ممکن است به‌عنوان بخشی از راهبرد کاهش وابستگی به چین، به ذخایر مواد معدنی حیاتی ونزوئلا نیز چشم دوخته باشد.

البته این ایده غیرمنطقی به نظر نمی‌رسد چراکه ونزوئلا ذخایری از مواد معدنی حیاتی نظیر مس، نیکل، نقره و آلومینیوم (از طریق بوکسیت) را داراست که همگی در فهرست مواد معدنی حیاتی آمریکا در سال ۲۰۲۵ قرار دارند و برای طیفی از بخش‌های راهبردی از جمله فناوری‌های مرتبط با گذار انرژی، شبکه‌های برق و فرآیند گسترده‌تر برقی‌سازی اقتصاد اهمیت دارند. همین مساله موجب شده این فرضیه شکل بگیرد که ونزوئلا می‌تواند به منبعی بالقوه برای تامین مواد معدنی حیاتی آمریکا تبدیل شود؛ آن هم در شرایطی که تنوع‌بخشی به زنجیره‌های تامین به یک اولویت راهبردی بدل شده است؛ اما سه نکته اساسی باید مورد توجه قرار گیرد: نخست آنکه برآورد ذخایر معدنی ونزوئلا برپایه مطالعات زمین‌شناسی محدود انجام شده و در نتیجه اندازه واقعی و کیفیت این ذخایر همچنان نامشخص است. بنابراین، ارقام اعلام شده درباره ذخایر، شاخص قابل اتکایی برای ظرفیت تامین در کوتاه‌مدت محسوب نمی‌شوند.

دوم، وجود ذخایر این کشور به‌معنای توان تولید و صادرات فوری نیست. توسعه یک زنجیره تامین موادمعدنی حیاتی نیازمند اکتشافات دقیق، مجوزهای قانونی، توسعه معادن، احداث تاسیسات فرآوری و زیرساخت‌های لجستیکی است؛ مولفه‌هایی که در ونزوئلا به‌طور گسترده توسعه نیافته‌اند.

سوم، حتی در صورت ایجاد چنین زیرساخت‌هایی، زمان‌بندی پروژه‌ها به‌گونه‌ای خواهد بود که فراتر از افق زمانی موردنظر آمریکا برای تنوع‌بخشی به زنجیره تامین قرار می‌گیرد.

داده‌ها چه می‌گویند؟

داده‌های GlobalData درباره معادن و پروژه‌های مواد معدنی حیاتی در ونزوئلا این واقعیت را تایید می‌کند، برای نمونه تنها معدن نیکل دارای مجوز رسمی، یعنی Los Pijiguaosبیش از یک‌دهه است که تعطیل شده و تلاش‌های دولت مادورو برای راه‌اندازی مجدد آن نیز در سال ۲۰۱۹ متوقف شد.

وضعیت سایر مواد معدنی مورد توجه آمریکا نیز مشابه است: تنها معدن نقره کشور در مرحله اکتشاف قرار دارد و طبق روش‌شناسی GlobalData، احتمال تکمیل آن پایین ارزیابی می‌شود؛ همچنین تنها پروژه مس همچنان در حال ساخت است، در بخش بوکسیت نیز فقط یک معدن فعال وجود دارد. فراتر از این پروژه‌ها، استخراج‌هایی انجام می‌شود که عمدتاً فاقد چارچوب‌های نظارتی رسمی هستند.

ریشه شکاف میان ظرفیت بالقوه و تولید واقعی

این فاصله عمیق میان پتانسیل زمین‌شناسی و تولید عملی، حاصل مجموعه‌ای از محدودیت‌های ساختاری است. زیرساخت‌های مدرن معدنی، تامین پایدار برق و توان فنی لازم برای توسعه پروژه‌های بزرگ‌مقیاس در ونزوئلا تا حد زیادی وجود ندارد. سال‌ها کمبود سرمایه‌گذاری و فرسایش نهادی نیز موجب شکل‌گیری سیستمی با پیش‌بینی‌پذیری حقوقی اندک، فرآیندهای صدور مجوز ناپایدار و ضعف در اجرای قراردادها شده است.

علاوه بر این، صنعت معدن ونزوئلا با سطح بالایی از استخراج غیررسمی مواجه است. در برخی ایالت‌ها، استخراج به‌صورت ترکیبی از کنترل دولتی و فعالیت‌های غیررسمی انجام می‌شود؛ وضعیتی که امکان راستی‌آزمایی مالکیت، رعایت استانداردهای زیست محیطی و کارگری و اطمینان از عدم ارتباط مواد معدنی با تامین مالی غیرقانونی را از بین می‌برد. این شرایط، موانع جدی برای خریداران بالقوه آمریکایی ایجاد می‌کند که ملزم به رعایت الزامات شفافیت زنجیره تامین و معیارهای ESG هستند.

تجربه‌های تاریخی و بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاران

تعاملات گذشته با شرکت‌های معدنی خارجی نیز این ریسک‌ها را برجسته می‌کند. شرکت آمریکایی Gold Reserve پروژه طلای Las Cristinas را در سال ۲۰۰۹ و پس از اختلافات طولانی بر سر مجوزها و قراردادها درپی مصادره توسط دولت چاوز از دست داد. هرچند این شرکت بعدها در داوری بین‌المللی غرامت دریافت کرد اما این معدن همچنان تحت کنترل غیررسمی قرار دارد. به‌طور کلی، صنعت طلای ونزوئلا در سال ۲۰۱۱ ملی شد؛ اقدامی که مالکیت اکثریتی دولت را الزامی کرد و به کاهش شدید سرمایه‌گذاری رسمی و خارجی انجامید. چنین نمونه‌هایی این تصور را تقویت کرده‌اند که بخش معدن ونزوئلا فاقد حقوق مالکیت قابل اجرا و ترتیبات تجاری معتبر است.

عدم هم‌راستایی راهبردی با اهداف واشنگتن

این چالش‌های ساختاری با عامل زمان نیز تلاقی پیدا می‌کنند. راهبردهای آمریکا برای تنوع‌بخشی به زنجیره تامین، بر دسترسی کوتاه‌مدت به مواد خام حیاتی تمرکز دارد؛ در حالی که بالفعل‌سازی ظرفیت معدنی ونزوئلا مستلزم اصلاحات بلندمدت، سرمایه‌گذاری گسترده و بازسازی نهادی است، افقی که نه با چرخه سیاسی واشنگتن سازگار است و نه با فوریت نیازهای گذار انرژی!

در عوض، آمریکا باید بر گسترش تولید و فرآوری داخلی مواد معدنی حیاتی تمرکز کند. برای مثال، کالیفرنیا میزبان یک معدن فعال لیتیوم است و اکتشاف برای استخراج مس در ده سایت مختلف در جریان است. افزون بر این، تقویت همکاری با تولیدکنندگان هم‌پیمان نظیر استرالیا و کانادا که در مجموع بیش از ۲۰۰ معدن فعال در حوزه مس، نیکل، کبالت، لیتیوم و منگنز دارند، گزینه‌ای واقع‌بینانه‌تر برای ایجاد زنجیره‌های تامین قابل‌اعتماد و مستقل از چین به شمار می‌رود.

در نتیجه، تصوری که برخی ناظران از ظهور سریع ونزوئلا به‌عنوان تامین‌کننده جایگزین مواد معدنی حیاتی برای آمریکا ارائه می‌دهند، بیش از حد خوش‌بینانه است. بدون مسیرهای معتبر برای تولید و بدون استانداردهای حکمرانی لازم برای جذب سرمایه خارجی، توسعه معدنی ونزوئلا همچنان چشم‌اندازی بلندمدت و نامطمئن خواهد بود. در عمل، دولت ترامپ احتمالاً در کوتاه‌مدت بر بخش نفت ونزوئلا تمرکز خواهد کرد و تنوع‌بخشی به موادمعدنی حیاتی را از منابع دیگر دنبال می‌کند.

منبع:‌ ایراسین

تعداد بازدید : 46

ثبت نظر

ارسال